قهرمان ميرزا عين السلطنه

822

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

سيد رضوانى شاعر با آقاى عماد السلطنه منزل آمديم . حضرت و الا با صدراعظم آمده بودند چادر عزيز السلطان پياده شده بودند . سيد رضوانى به قول مردم نافهم سعدى زمان ، متصل از اشعار خنك بىمزهء خود مىخواند و حضرات تمجيد و تعريف مىكردند . هركس شعر او را به شعر يكى از شعراى متقدمين برترى مىداد . معرفها مثل آقا مردك و امين حضور و آغا عبد الله خواجه ، بعضى از حضرات دون‌تر و بدتر . هيچ كدام خط و سواد ندارند . يك خط الفبا نخوانده‌اند ، ليكن در موقع آنقدر تعريف مىكنند . دو شعر از اشعار او خاطر حضرت و الا بود فرمودند نوشتم و آن اين است . بداهة به جهت مرحمت انگشترى گفته : رسيد مژده كه آمد ز شاه ايرانى * براى آصفى انگشتر سليمانى در قطعه‌اى صفت شكار خرس [ را ] تضمين كرده : من در همه قولها فصيحم * در وصف شكار خرس اخرس شعر و شاعرى از اين دو شعر پايهء شعر و شاعرى او معلوم مىشود . كسانى كه تعريف مىكنند يك شعر نخوانده‌اند ، سهل است از خط و سواد بهره ندارند . شعراى زمان ما افصح و افضلش اين است . عملهء خلوت شاه تماما شاعرند و از شعر آنها كه در اين سفر گفته‌اند انشاء الله الرحمن خواهم نوشت . اگر شاعرى هم در گوشه و كنار باشد كسى مشوق نيست . علم و هنر او در پردهء اختفا خواهد ماند . شعر رضوانى را هم كه تعريف مىكنند محض عزيز السلطان است و باز هم تشويق نمىكنند . نيك و بد شعر او را نمىفهمانند . يعنى خودشان نمىفهمند و هر نامربوط بگويد هركس به خيال خود تمجيدى مىكند از روى جهل و نادانى . شايد مميزى باشد و تشويق كند ، متدرجا شاعرها پيدا شود و مردم به ميل و رضا در صدد تحصيل آن برآيند . بارى شب ناز شست حضرت و الا روانه كردند . دستخط مفصلى مرقوم فرموده بودند . اظهار التفات به ماها شده بود . گچسر شنبه 25 صفر - صبح در ركاب مبارك سوار شده اعليحضرت از راه آزاد بر تشريف بردند . چون آن راه خيلى دور است حضرت و الا تشريف نبردند . از گردنهء مفصلى گذشتيم . اسم گردنه . . . « * » . راه را خوب ساخته بودند . تا كلاردشت اين راه ساخته شده است . بنه به شدتى بود كه راه مسدود شده بود . حرم هم از عقب مىآمد . پيچ پيچ راه زياد ، گردوخاك بىنهايت . يك سنگ هم از بالا ول شد در سر هر پيچ رسيد كمانه كرد از سر و گوش مردم رد شد و به حمد الله به احدى صدمه وارد نيامد . به صدمه و مرارت زياد پائين گردنه رسيديم . همين‌طور بنه به هم وصل بود . در ده

--> ( * ) در اصل سفيد است .